سرزمین افاغنه

آخرین اخبار در رابطه با کشور من افغانستان

سرزمین افاغنه

آخرین اخبار در رابطه با کشور من افغانستان

مشکلات شهرنشینی و سخنان شیک رئیس جمهور

دیروز، یکشنبه، رئیس جمهور غنی در دومین کنفرانس ملی شهرداران کشور صحبت نمود. او به عدم عرضه خدمات بنیادی، نبود برنامه ‎ریزی شهری، عدم توجه به وضعیت اجتماعی شهرها، نبود امنیت اجتماعی، عدم ایجاد حس مالکیت شهری و ضعف فرهنگ شهرنشینی نمود.

در بخش از صحبت ‎های خود در پاسخ به شهردار هرات مبنی بر ایجاد پلیس ویژه به منظور جمع ‎آوری به زور مالیات شهری گفت: اگر شما خدمات نداشته باشید، مردم چرا پول بدهد؟ مردم وقتی پول می دهند که بیبیند پول ‎شان برای بهبود زندگی شان استفاده می شود و اگر بیبیند که پرداخت مالیات نتیجه ‎ای ندارد به حکومت مالیات نمی دهند. سخنان رئیس جمهور شیک است. کمتر رئیس جمهور و حاکم سیاسی افغانستان مثل غنی شیک حرف زده است. اما، شیک گویی ره به جایی نمی برد. مسئله این است که سخنان شیک او تا چه اندازه از مشکلات که مطرح نمود را حل می کند. آیا مشکلات و چالش ‎های شهری با سخنان شیک و مصاحبه با 21 شهردار قابل حل است و یا اینکه ما نیازمند از بین بردن ریشه مشکلات و پالسی ‎های شهری می باشیم.
شهر نشینی یک پدیده مدرن است. حامل ارزش ‎ها و باورهای متفاوت از روستا. شهر، فرهنگ متفاوت به خود را دارد. دگرگونی ‎ها و تغییرات شهری بیش از آن که بر مبنای تقدیر و تصمیمات شخصی و یک فرد پیش رود بر مبنای پالسی و برنامه ‎های عقلانی و سنجیده شده صورت می گیرد. با این حال، شهرنشینی در افغانستان چندان تفاوت با زندگی روستایی ندارد. شهرها به صورت جزیره ‎های با گسیل های قومی تقسیم شده ‎اند. گروه ‎های قومی مرزها و قلمروی خود را تعریف نموده است. اگر چه این تعریف به صورت رسمی نیست اما، به صورت غیر رسمی وجود دارد. شهرنشینی بیش از آن که منجر به همگرایی و همسویی گروه ‎های اجتماعی شده باشد به عنوان یک فاکتور واگرایانه عمل نموده است. اگر چه ریشه آن به دوران جنگ ‎های داخلی بر می گردد اما، در دوران جدید، آن الگو و روند به قوت خود ادامه یافت. در تمام شهرهای افغانستان که گروه ‎های مختلف قومی زندگی می کند مرزهای مشخص خود را دارد. کابل، هرات، مزار، قندهار از جمله نمونه ‎های عینی آن است. ظاهرا، حکومت غنی نیز برنامه و پلانی در این زمینه ندارد.
شهرنشینی از آن جهت واگرایی میان گروه ‎های قومی را زیاد نموده است که شهرنشینی با تقسیم بندی شهر بر مبنای گروه ‎های قومی فرصت رفتارهای و سیاست ‎ها و برنامه های تبعیض آمیز را برای حکومت و حاکمان سیاسی فراهم می کند. حاکمان سیاسی برای جلب حمایت از سیاست ‎های تبعیض آمیز خود با یک گروه اجتماعی وارد تعامل می شود. این گونه، تضاد و واگرایی میان گروه ‎های قومی و اجتماعی تشدید می یابد.
جدا از مسئله قومی شدن شهرنشینی در افغانستان مسئله مهم دیگر فساد در ادارات دولتی و به خصوص در شاروالی ‎ها است. براساس سخنان رئیس جمهور غنی هفتاد درصد شهر کابل بدون برنامه ریزی شهری توسعه یافته است و این مسئله باعث عدم گسترش فرهنگ شهرنشینی و ایجاد حس مالکیت شهری شده است. توسعه شهر کابل بدون برنامه ‎ریزی و پلان شهری چطوری ممکن گردیده است. چه عاملی باعث شده است که کابل بدون پلان و برنامه گسترش یابد. آیا نهادی به نام شاروالی وجود نداشته است با برنامه ‎ریزی نماید و از گسترش بی رویه شهریار جلوگیری نماید. ریشه این مشکلات وجود فساد گسترده در تار و پود اداره شاروالی کابل است. فساد باعث شده است که برنامه و پلان برای شهر کابل و دیگر شهرهای کشور تدوین و اجرا نگردد. فساد باعث شده است که ساخت و ساز بی رویه صورت گیرد.
فساد گسترده اما، فرصت تعامل و معامله ‎های کلان میان شاروالی و مافیایی زمین را نیز فراهم نموده است. زمین ‎های زیادی غضب شده است. شاروالی ‎ها اما، هیچ اقدام در این زمینه ننموده است. هیچ برنامه و هماهنگی میان شاروالی با نهاد ‎های امنیتی به منظور باز پس ‎گیری زمین از مافیا ‎ها وجود نداشته است و ندارد. بنابراین، ریشه بسیاری از مشکلات شهری به فساد در شاروالی ‎ها بر می گردد. اکنون سخن این است که رئیس جمهور برای حل مشکلات شهری چه تدابیر برای مبارزه با فساد در شاروالی ‎ها نموده است. رئیس جمهور تا چه اندازه بر سیاست ‎های شاروالی ‎ها نظارت دارد. چند ماه بعد کارکرد شاروالی ‎ها ارزیابی می شود. چه سیستمی برای بالا بردن کارآیی شاروالی روی دست دارد. شاروال ‎های که متهم به فساد است پرونده شان به کجا رسیده است؟
براساس قانون اساسی کشور شاروال ‎ها باید در یک انتخاب آزاد، عادلانه و شفاف از سوی مردم انتخاب شود. این در حالی است که تا هنوز شاروال ها را شخص رئیس جمهور انتخاب می شود. مسئله مصاحبه رو در رو با 21 فرد شایسته و انتخاب شان به عنوان شاروال شهرها نیست. مسئله این است که چه کاری برای برگزاری انتخابات صورت گرفته است. مسئله این است که رئیس جمهور تا چه میزان در برگزاری انتخابات متعهد است و چه اقدامات برای این مهم انجام داده است. صحبت با 21 فرد و انتخاب آن ‎ها به عنوان شاروال کاری نیکویی است اما، معضل و مشکل همچنان باقی است. اینکه رئیس جمهور در دومین کنفرانس ملی شهرداران سخنی از انتخابات شاروالی به میان نمی آورد نشان می دهد که هیچ انگیزه و اراده برای برگزاری انتخابات ندارد.
اولویت ‎های اساسی ما در وضعیت کنونی تلاش به منظور برگزار نمودن انتخابات شاروالی است. مبارزه با فساد است. فسادی که ریشه بسیاری از مشکلات در شهرهاست. آوردن سیستم در اداره شاروالی است تا این سیستم کارکرد اداره را بالا ببرد و سطح نظارت و ارزیابی را بیشتر نماید. سیستم که به عنوان عامل کنترل کننده بر رفتارهای کارگزاران شاروالی عمل نماید. اولویت ما جابجایی جمعیت از گروه ‎های مختلف اجتماعی از یک نقطه شهر به نقطه دیگر شهر است تا همه از خدمات یکسان بهره ببرد و در نهایت، واگرایی جای خود را به همگرایی بدهد. بدون این ‎ها سخن گفتن از ارائه خدمات بی معنی است. بدون وجود سیستم، محو فساد شاروالی ‎ها حتی قادر به جمع ‎آوری زباله ‎های شهر نخواهد بود چه رسد به نظارت و کنترل بر ساخت و سازها و ارائه پلان ‎ها و برنامه ‎های شهری. رابطه مافیای زمین با شاروالی ‎ها بدون وجود سیستم ادامه خواهد یافت و مافیا زمین ‎های بیشتری را غضب خواهد نمود. ساخت و سازها به شکل خودسرانه ادامه خواهد یافت.
بنابراین، سخنان شیک رئیس جمهور گرهی از مشکلات شهری نمی گشاید. فرهنگ شهرنشینی گسترش نمی یابد. حس مالکیت شهری نیز ایجاد نمی گردد. امنیت اجتماعی در شهرها تأمین نمی شود. ما ضرورت جدی به ارائه سیستم در شاروالی ‎ها داریم تا این سیستم کارکرد شاروالی را بالا ببرد و نظارت را بیشتر نماید و از این طریق فساد کاهش یابد. اولویت ما برگزاری انتخابات شاروالی است. انتخابات که منجر به انتخاب شاروالی گردد که در عین حالی که به رئیس جمهور پاسخگو است به مردم نیز پاسخگو باشد.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.