باور به این است که هر یک از احکام و فرایضی که در دین اسلام بر آن تاکید گردیده و مسلمانان به آن ترغیب گردیده اند در ذات خود فلسفه و آموزه ای که بتواند سعادت و خوش بختی و رضایت فرد مسلمان را فراهم آورد نهفته است. بدون شک در راس این آموزه ها و خوش بختی ها و رضایت ها ، تقرب و رضایت خداوند بلند مرتبه می باشد. اما این هرگز به معنای فراموشی و نادیده انگاشتن پیامدهای اجتماعی و فردی دساتیر دین مبین اسلام نمی باشد. بنابر این همانگونه که ماه رمضان بعنوان یکی از ماه های پربرکت و فیض خوانده شده است و ضمنا مسلمانان در این ماه به انجام فریضه داری سخت روزه ترغیب و دعوت شده اند؛ پیامدها و آموزه های فردی و اجتماعی سازنده نیز در آن قرار دارد. در اینجا به صورت بسیار مختصر به برخی از این آموزه ها و پیامدهای سازنده اجتماعی رمضان و روزه اشاره می نماییم. ناگفته نماند که بعد از آن اشاره خواهیم داشت که متاسفانه مسلمانان چقدر از این آموزه ها فاصله گرفته و حتا برخی از آن سوء استفاده نموده و تفکر و عمل آنان هیچ ارتباط و سنخیتی با آموزه های دینی و مذهبی مسلمانان ندارد.
یکی از آموزه ها و پیامدهای اجتماعی رمضان و فریضه روزه اکرام ایتام و دستگیری از مستمندان می باشد. این رویه از سوی بزرگان و پیشوایان دین بخوبی و دقت عملی و رعایت گردیده و مسلمانان نیز به آن ترغیب گردیده اند. در ماه رمضان، دلها در اثر همسایگی با نور و کاستن از عوامل مادی، رنگ و بوی بیشتری از محبت به خود میگیرد و زمینه گسترش شمیم خوش مهربانی در سراسر جامعه اسلامی پدید میآید.
یکی دیگر از آثار اجتماعی روزه و آموزه های رمضان، درس مساوات و برابری در میان افراد اجتماع است؛ زیرا با انجام این دستور دینی افراد برخوردار، هم وضع گرسنگان و محرومان اجتماع را به طور محسوس درمییابند و هم با صرفهجویی در مصارف شبانهروزی خود میتوانند به کمک آنها بشتابند. هم چنین رمضان و انجام فریضه روزه به عنوان یک دستور مهم دینی آداب و فرهنگ ویژه خود را نیز دارد. نهادینه شدن این آداب و فرهنگ می تواند سایر آموزه های دینی را نیز نهادینه و بارور سازد. بنابراین روزه فرهنگ مخصوص خود را دارد و روزه داران در ماه مبارک رمضان، بیشتر با واژههای مربوط به این فرهنگ سروکار پیدا میکنند. طبق تحقیقات، در ماه مبارک رمضان، صدها واژه همگام با فرهنگ روزه به طور اخص و بیش از سایر ماه ها به کار برده می شود. واژههایی چون تلاوت، صدقه، انفاق، خیرات، احسان، نماز، روزه، دستگیری، فقرا، محبت، مهرورزی و...
طبیعی به نظر می رسد که توسل و عملی شدن فرهنگ رمضان دست آوردهای فردی و اجتماعی دیگری را نیز بدنبال خواهد داشت. بطور نمونه بسیاری از کدورتها و ناهنجاریهای اجتماعی، بویژه در ارتباطهای ناسالم با دیگران، ریشه در خودپرستی و خودشیفتگی دارد. در ماه رمضان، فرد روزه دار با روزه داری از پیله خودپرستی خارج شده و پروانه وار گرد دیگر دوستان خود خواهد گشت. توجه به همسایگان، اصلاح کدورتها، بازدید از اقوام و حضور در سفره های افطاری دیگران و... زمینههای پدیدآیی این ارتباطهای سالم و سودمند را فراهم میسازد. یکی از آموزه های مهم و اساسی رمضان و یکی از آثار سودمند روزه در بخش اجتماعی آن، تمرین احترام به قانون و دیگر افراد جامعه است. در جامعهای که روزه به عنوان یک فریضه دینی مورد توجه است، همه افراد خود را موظّف به خویشتنداری و رعایت احترام آن جامعه میدانند و از هرکاری که موجب جریحهدار شدن و آزار روزهداران میگردد، پرهیز میکنند. در جامعه روزهدار، خوردن و آشامیدن و حرکات ضداخلاقی مغایر با رفتار دینی به شدت محکوم است و انسانهای فهیم خویشتن را از آن دور نگه میدارند.
هم چنین بر اساس آماری که از سوی مراجع مربوط تامین امنیت در جامعه اعلام میگردد، هر ساله با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان میزان جرایم اجتماعی به میزان قابل توجهی کاهش مییابد. ریشه این اصلاح اجتماعی را باید در گرایش افراد جامعه به معنویات و سلطه معنویت بر جامعه جستجو کرد. این راهکار بزرگ معنوی میتواند راهگشای دیگر معضلات اجتماع اسلامی و نیز بشری قرار گیرد؛ به گونهای که با تبیین و گسترش صحیح مسائل دینی و روحانی، میتوان به ستیز اهریمن پلیدیها و نادرستیها رفت. از یاد نباید برد که یکی از آموزه های رمضان تشویق به مهرورزی است. این تشویق به مهر ورزی را به نمادها و شکل های گوناگون می توان شاهد بود. از جمله تشویق به افطاری دادن در فرهنگ اسلامی و دستگیری از نیازمندان و نیز گستردن سفرههای اطعام برای همگان که امروزه به صورت فرهنگی فراگیر درآمده، نشانههایی از مهرورزیاند.
اما متاسفانه در چنین ماهی با برکت که اکنون نیمه آن را پشت سرگذاشته ایم عناصر و عده ای بنام اسلام و پیروی از دستورات الهی مرتکب جنایات و رفتارهای می گردند که هرگز با قاموس اسلام برابر نبوده و مورد تایید احکام اسلامی نمی باشد. در اینجا فقط جهت یادآوری این فاجعه که بیش از حد دردآور می باشد به نمونه گزارش هایی که حکایت جنایت عناصر و گروه های اسلام نما در کشور و دیگر سرزمین های اسلامی در ماه مبارک رمضان گردیده است اشاره می نماییم. در گزارشی به نقل از خبرگزاری فرانسه، گروه تروریستی بوکوحرام در جنایتی 97 تن را در شمال شرق نیجریه به قتل رساند. گفته می شود که کشته شدگان همه افراد عادی و غیرنظامی بوده اند. بوکوحرام یک گروه تکفیری است که از سال 2009 میلادی دهها شهر نیجریه را به تصرف خود در آورده و هزاران نفر را تاکنون به قتل رسانده است. هم چنین در گزارش دیگر از عراق حاکی از آنست که گروه تکفیری داعش در ماه رمضان شماری از زنان دربند خود را در بازار به معرض فروش گذاشته است. طبق اعلام وزارت حقوق بشر عراق، داعش این زنان را در چارچوب بدعت جهاد نکاح و با قیمت 500 الی 2000 دلار به فروش رسانده است. شاهدان عینی می گویند داعش تحت عنوان یک مسابقه، جوایز نفرات اول تا سوم را یک اسیر زن تعیین کرده است. این مسابقه به عنوان یک اطلاعیه صادره از ولایت الرقه منتشر شده است. در گزارش دیگری که به نشر رسیده است در نخستین روز ماه رمضان نزدیک به 23 تن از مسلمانان یمنی در حمله جنگنده های عربستان سعودی کشته شده اند. گفته می شود که همه این کشته شدگان افراد غیرنظامی شامل زنان و کودکان می باشند. منابع یاد کرده اند که این رویداد خونین در منطقه لحج اتفاق افتاده است.
در ادامه این جنایات و کشتارهای خونین توسط گروه ها وعناصر افراطی بنام اسلام در افغانستان نیز ده ها هم وطن در کابل ، هلمند، جلال آباد، قندوز، میدان شهر، ارزگان، هرات، غزنی و دیگر ولایات بخاک و خون کشیده شده اند. تاسف در این است که طالبان و گروه نوظهور داعش در کشور همه این جنایت ها بنام اسلام مرتکب گردیده و در اولین مرحله مسلمانان بی گناه روزه دار را هدف قرار می دهند. حال معلوم نیست که هلال ماه مبارک رمضان شاهد کدام صحنه و رویداد جوامع اسلامی باشد؟ آیا وی شاهد بندگی و اطاعت روزه دارانی باشد که با وجود گرمی شدید هوا و بلندی روزها و مشقت زندگی به انجام فریضه الهی مشغول اند یا شاهد جنایت های تکان دهنده ای که توسط گروه های اسلامی نمای طالبان و داعش بوقوع می پیوندد؟