داکتر عبدالله که خود را پیشتاز انتخابات ریاست جمهوری می داند نگران است که مبادا آمریکا علیه وی دسیسه چیده و رقیب وی را در انتخابات ریاست جمهوری به مرحله پیروزی برساند.
در همین حال داکتر اشرف غنی احمدزی که اعتقاد دارد در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری برنده میدان خواهد بود، آنچنان تمایلی به اعلام حمایت مستقیم از آمریکا نداشته و هیچ نگرانی از جانب آنان احساس نمی کند.
نگرانی عبدالله از جانب آمریکایی ها به این دلیل است که وی هنوز اعتفاد به آرای مردم ندارد و حمایت آمریکا را دلیل اصلی پیروزی در میدان رقابت تنگاتنگ انتخابات می داند و یا هم به صحت انتخابات عقیده ندارد و احتمال می دهد تقلب های منظم و دستکاری شده از جانب آمریکایی ها و تلاش های بی وقفه دو گروه آمریکایی در راستای انتخابات ریاست چمهوری، میدان بازی را به نفع رقیب خاتمه خواهد داد.
و اما اشرف غنی از آن جهت در موضعگیری خود با آمریکا راحت عمل می کند و هیچ نگرانی از این بابت ندارد، که خود مورد تایید آمریکا است و نیازی به تملق آمریکایی ها احساس نمی کند.
هرچند اشرف غنی در ابتدابصورت کامل مورد تایید آمریکا نبود اما بعدا آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که گزینه بهتری از این آدم کار کشته و شکست تجربه کرده در افغانستان و تابع در راستای حفظ منافع آمریکا پیدا نخواهد شد.
اینجا این سوال پیش می آید که چرا باید بجای بدست آوردن دل مردم، در جهت رضایت آمریکا تلاش کرد؟
مگر آمریکایی های در این کشور چکاره هستند؟
اگر قرار است آمریکا تصمیم گیرنده باشد پس چرا مردم را اذیت می کنید و هزینه های گزاف برگزاری انتخابات و استرس های نا امنی را برای مردم فراهم آورده اید؟
از اینها که بگذریم یک نکته اساسی در سرخط خبرهای روز جلب توجه می کند که بازهم جناب عبدالله اعلام کرده است که در اولین روز کاری اش بدون تامل پیمان با آمریکا را امضا خواهد کرد!
این اعلام وی در حالی صورت می گیرد که می داند آمریکایی ها مدافع و پشتیبان وی در انتخابات نیستند و آنان تصمیم گرفته اند تا از اشرف غنی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان حمایت کنند، اما با وجود حمایت های اروپا، روسیه، هند و ایران از وی، بازهم از آمریکایی ها می ترسد و بدین وسیله می خواهد از شدت موضعگیری های آمریکا علیه خودش بکاهد.
در حالیکه به این نکته فکر نمی کند که اگر امضا کننده پیمان با آمریکا باشد، تا ابد مورد لعن و نفرین این ملت قرار خواهد گرفت و هرگز مردم، وی را بخاطر این خبط بزرگ نخواهند بخشید.
حالا این سوال پیش می آید که جناب داکتر عبدالله! آیا رسیدن به کرسی ریاست جمهوری برای چند صباحی کوتاه به این می ارزد که ملت خود را معامله کرده و تمامی شرایط موجود اقتصادی و سرمایه های عظیم خدادادی این سرزمین و آینده این ملت مسلمان را به پای یهود و نصاری بریزی و امضا کننده پیمانی باشی که حامد کرزی با وجود آمریکایی بودنش از آن هراس داشته و به امضای آن تن نداده است؟
اینجا است که مردم به دید یک معامله گر به هریک از نامزدان ریاست جمهوری نگاه می کنند.
این وقت ها پیش خود می گویم ای کاش فرد سومی نیز می بود که می توانستی از میان این دو رقیب معامله گر، آن را انتخاب کنی.
نامزدان معامله گر ! حالا که فرصت رقابت میان شما دو تن به انجام رسیده است، بخاطر رضای خداوند بزرگ بیایید و دست از معامله گری بردارید و کمی هم برای آخرت خود به این مردم بیندیشید.
کاری نکنید که آیندگان برشما لعن و نفرین بفرستند و شما در روز قیامت در پیشگاه الهی بخاطر تسلیم در برابر خواسته های یهود نصاری سر افکنده باشید.
بجای اتکا به آمریکا به خداوند بزرگ تکیه کنید و قدرت مردم را که نشانه ای از قدرت خداوند است نادیده نگیرید.
و من الله التوفیق